معرفی متهم:
اسلوبدان ملوسویچ نام پدر اسوتوزار ملوسویچ در بیستم اوت 1941 در پوزارواک جمهوری صربستان کنونی، از جمهوری های وابسته یوگسلاوی سابق، به دنیا آمد.در 1964 از دانشکده حقوق بلگراد فارغ التحصیل شد مشغول کاری در زمینه مدیریت و بانکداری شد.تا سال 1978 او سمت های جانشین دبیر کل و سپس دبیر کل "تهنوگاز"، یکی از شرکت های نفت عمده جمهوری سوسیال فدرال یوگسلاوی سابق،(sfry)را بر عهده داشت.پس از آن وی ریاست بانک"بئوگرادکسا بانکا"یا "بئو بانکا" یکی از بزرگترین بانک های یوگسلاوی سابق راعهده دار شد و تا سال 1983 در این مقام ماند.اسلوبدان میلوسویچ در سال 1959 به لیگ کمونیست یوگسلاوی پیوست.و در 1984 به ریاست کمیته شهری لیگ کمونیست بلگراد انتخاب شد.در سال 1986 به ریاست هیت اجرایی کمیته مرکزی لیگ کمونیست صربستان برگزیده شد در 1988 این انتخاب مجددا تکرار شد.در 16 جولای 1990 لیگ کمونیست صربستان و "ائتلاف سوسیالیست کارگران صربستان"با یکدیگر موتلف شده و حزب تازه ای را به وجود آوردند که حزب "سوسیالیست"صربستان (اس پی سی)نام گرفت.در هفدهم جولای 1990 اسلوبدان ملوسویچ به ریاست این حزب برگزیده شد و جز در فاصله 24 می 1991 تا 24 اکتبر 1992 در این مقام باقی ماند. اسلوبدان ملوسویچ در هشتم می 1989 به ریاست جمهوری سوسیالیستی صربستان سابق برگزیده شد انتخابی که در پنجم دسامبر 1989 تکرار گردید.بعد از تصویب قانون جدیدی در 28 سپتامبر 1990 جمهوری سوسیالیستی صربستان به جمهوری صربستان تغییر یافت.و اسلوبدان ملوسویچ در انتخابات چند حزبی ای که در دسامبر 1990 برگزار شد به ریاست نهاد جدید ریاست جمهوری صربستان برگزیده شدو در انتخاباتی که در بیستم دسامبر 1992 برگزار شد وی مجددا به این مقام برگزیده شد.بعد از دو دوره ریاست جمهوری جمهوری صربستان اسلوبدان ملوسویچ در پانزدهم جولای 1997 به عنوان رییس جمهور ، جمهوری فدرال یوگسلاوی انتخاب شدو کار خود را از 23 جولای 1997 اغاز کرد.بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری، جمهوری فدرال یوگوسلاوی که در سپتامبر2000 برگزار شد او در ششم اکتبر2000از مقام خود دست کشید.
متن جلسه آخر دادگاه اسلوبدان میلوسویچ
بخش اول●
چهارشنبه اول سپتامبر 2004جلسه اول دفاعمتهم وارد می شودساعت 9:05 صبحقاضی رابینسون:آقای میلوسویچ ،این بخش پایانی دفاعیه آغازین شماست.متهم:(ترجمه می شود):اقای رابینسون امیدوارم در نظر داشته باشید که با تاخیر شروع کردیم .در زمان تهاجم ناتو ،مستقیما از مواد سمی استفاده نشد اما از طرق دیگر عواقبی مشابه جنگ های شیمیایی پیش آمد.از جمله این روش هابمباران تاسیسات و انبارهای مواد شیمیایی ،پالایشگاههای نفتی وکارخانجات شیمیایی در پانسوو ،نووی سد،لوکانی و باریس بود.بنابراین یک جنگ شیمیایی نیز علیه صربستان به راه افتاد.قدرت به کار برده شده شبیه خود مختاری صربستان و کوزوو نبود اگر چه شرایط آتش بس و بیانه 1244 که به هیچ عنوان رعایت نشد آن را تضمین می کرد.آنان می خواستند تا از مناطق کوزوو و متوخیجا به منظور دستیابی به اهداف ژئو استراتژیک و سیاسی خود استفاده نمایندو از ذخائر معدنی ،منابع آب و منابع دیگر کوزوو استفاده نمایند.به یاد داشته باشید که کوزوو بزرگترین معادن لیگنیت(زغال سنگ قهوه ای) را در اروپا دارد.چیزی حدود 14 میلیارد تن.همچنین در این منطقه معادن سرب با مرغوبیت بالا وجود دارد.همچنین در کوزوو و متوخیجا منابع کبالت و نیکل وجود دارد که آنها نیز از مرغوبیت بالایی برخوردارند. و کارخانجات تولید برق کوزوو برای حفظ تعادل انرژی صربستان بسیار حیاتی اند.همه این ها انگیزه اصلی آنانی که غرب مبارزان حقوق بشر کوزوو و آلبانی می خواند را بر ملا می کند.و بیانگر آن است که منشا بحران همه جانبه کوزوو و متوخیجا که از زمان اشغال این مناطق توسط عثمانی تا کنون ادامه داشته است خواست آلبانیایی تبار ها برای ایجاد یک آلبانی بزرگتر است.آنان به هیچ عنوان از این خواسته خود دست بردار نیستند و در راستای دستیابی به آن از هیچ وسیله ای فروگذار نیستند. و برای دستیابی به این هدف از هر ابزاری بهره می برند.اینجا در آنچه که دادرسی خوانده می شودبی شرمی تا به آن حد رسیده است که در ادعانامه این نکته علیه من و صرب ها عنوان می شود که می خواستیم در مرکز جمهوری صربستان ، در سرزمینی که قلب جمهوری صربستان قدیم بوده است ،در این سرزمین می خواستیم آنچه که صربستان بزرگ می نامند ایجاد کنیم.اصولا اینکه چطور می توان صربستان ، فارغ از بزرگ یا کوچک بودنش ، را در صربستان ایجاد کرد سوالی است که آنان خود نیز از پاسخ گویی به آن عاجز اند. و همین بخش اول این نمایش، که شما آن را دادگاه می خوانید ،و مانند مابقی آن بر پایه همین اتهام غلط قرار گرفته است به خوبی نشانگر آن است که این نمایش خیمه شب بازی ساده لوحانه ای بیش نیست.اگر چه مقدار پولی که هزینه می شود ناچیز نیست در واقع این خیمه شب بازی ،خیمه شب بازی ارزانی نیست.پولی که توسط عربستان سعودی ،جرج سورس و باقی خیرین به ظاهر بی طرف و ایالات متحده امریکا خرج می شود.بگذارید اضافه کنم که در ملاقات با هالبروک در سال 1998 در بلگراد اطلاعاتی را که در اختیار داشتیم با وی در میان گذاشتیم .اینکه در شمال آلبانی اسامه بن لادن "کی ال ای" را مورد پشتیبانی و حمایت قرار می دهد و اینکه وی این سازمان تروریستی را تسلیح می کند و اعضا آن را مورد آموزش قرار می دهد. با این وجود آنان تصمیم داشتند که با "کی ال ای" یعنی بطور غیر مستقیم با بن لادن همکاری نمایند.اگر چه پیش از آن زمان وی سفارت امریکا در کنیا و تانزانیا را مورد بمب گذاری قرار داده بود و اگر چه در آن زمان وی اعلان جنگ کرده بود.اطمینان دارم که روزی همه این حقایق روشن خواهد شد و در معرض دید همه قرار خواهد گرفت و اینکه به زودی روزی فرا خواهد رسید که کلینتون ،آلبرایت و دیگرانی که در این حوادث نقش داشتند مجبور خواهند شد تا اگر نه مسئولیت اتفاقاتی که برای مردم صربستان افتاده ،حداقل مسئولیت اتفاقاتی را که برای مردم خودشان افتاده است را بر گردن بگیرند.سوالی مطرح می کنم و بعد از آن به موضوع دیگری می پردازم.حملات هوایی ،حملات بی سابقه،ترور ،خرابکاری،ترور رهبران،حملات همه جانبه به صفوف دشمن که همزمان و در آن واحد و در شرایط نابرابر انجام می گیرد جنگی خواهد بود که از این به بعد با آن مواجه خواهیم بود. فرض را برا ین قرار می دهم که همه این ها آنچه که نیروهای ناتو در سال 1999 با یوگسلاوی کردند را به یادتان بیاورد.تجاوزی که این جبهه ،که وظایف محوله به آن وی را از انجام آن باز می دارد انجام داد . اما ترسیم کننده جنگ آینده کلینتون یا کلرک نبودند هیتلر بود که جنگ های آینده را ترسیم کرد و آنان بودند که آن را عملی کردند.این کتاب را هرمن روشینگ در سال 1940 در نیویورک تحت عنوان "گفتگوی خودمانی من و هیتلر"منتشر کرد. در این کتاب مطرح می شود که: آنچه که قوانین یا معاهدات بین الملل خوانده می شود مانعی در راه دستیاب من به اهداف و مقاصدم نخواهند بود."سپس وی عنوان می کند که چگونه فرانسه را مسخر خواهد کرد، چگونه به منزله آزادی بخش فرانسه وارد این کشور می شود وچگونه طبقه متوسط را متقاعد خواهد کرد که وی برای وضع قوانین اجتماعی ونظم اجتماعی عادلانه آمده است.در مورد جنگ اسلوانی و کرواسی ،در آغاز به اختصار نکاتی از کتاب "وارن زیمرمن"را یاد آور می شوم.وی آخرین سفیر امریکا در یوگسلاوی سابق بود.در صفحه 173 کتاب وی در مقام آنچه مبارزه قهرمانانه در اسلوونی وکرواسی خوانده می شود اینچنین علیه ارتش تا آن زمان قانونی یوگسلاوی اظهار نظر می کند:عبارت او را عینا نقل قول می کنم:""جی ان ای"در کشور خودش است.نیروهای آن به طور قانونی در سراسر یوگسلاوی مستقراند بعد از اعلام استقلال اسلونی و کرواسی این نیروها اگر چه حتی از پادگان های خود خارج نشوند به عنوان نیروهای اشغالگر قلمدادمی شوند.تاکتیک اسلوانی_"بسیار عالی،آرام تر می خوانم"_تاکتیک اسلوانی و بعدها کرواسی،که مبتنی بر قهرمان پروری نبود،بر این اساس قرار داشت که از هر نوع درگیری مستقیم اجتناب کرده و به جای آن سربازان پادگان ها را در تنگنای گرسنگی قرار دهد تا به این طریق آنان را مجبور به ترک مواضع شان نماید."جی ان ای"که تا دیروز مدافع کشور بود امروز به عنوان نیروی اشغال گر قلمداد می شد نفوذ زیادی بر روی سربازانی که در میان این دو سرگردان بودند داشت...
بخش دوم
زیمرمن سپس با خاطر نشان کردن همه شرایط نتیجه می گیرد که درست نیست از حمله "جی ان ای"به اسلوانی و متعاقب آن کرواسی حرف بزنیم وارن زیمرمن که ا ززمره پرشورترین فعالان ضد صرب است و در آن زمان در محل حضور داشته است به این واقعیت آشکار اشاره می کند که نمی توان از حمله "جی ان ای"به اسلوانی و کرواسی حرف زد آن وقت شما در اینجا مرتبا عنوان می نمایید که" جی ان ای" به کشور خودش حمله کرده است.
جدایی طلبان کروات حتی پس از شکست و نابودی جمهوری جدایی طلب و خائن کرواسی در جنگ جهانی دوم همچنان اهداف خود را در یوگسلاوی دنبال می کردند.اهداف آنان در دهه 70 و طی آن چه توسط بخشی از رهبران جمهوری خواه جنبش فراگیر خوانده می شد کاملا عیان شد که در طی آن تقاضا برای استقلال کرواسی بالا گرفت و فشار و زور زیادی بر مردم صرب اعمال شداگر چه در یوگسلاوی پس از جنگ به کروات های پست های مهم ریاستی زیادی در رده های بالای رهبری داده شده بود و همواره از اکثریت مطلق برخوردار بودند.با این حال در کرواسی و مناطق دیگر همواره این بهتان مطرح می شد که صرب ها از آنچه هژمونی(برتری قدرت)می نامند برخوردارند.باید دید که آنچه تسلط یا هژمونی صرب ها می نامند چیست.
کاملا آشکار است که تیتو پس از پایان جنگ جهانی دوم تا هنگام مرگش در 1980 رهبر بلامنازع یوگسلاوی بوده است.وی کروات بود.در زمان یوگسلاوی سوسیالیستی از 1945 تا 1992 یعنی سی سال از این چهل و هفت سال همه کسانی که در مصدر بالاترین مقام قدرت قرار داشتند کروات بودند . و در طی 17 سال دیگر تنها یک صرب یعنی پیتر استامبولیک در فاصله سال های 1963 تا 1967 چنین مقامی را داشته است و بقیه افراد از نژاد های دیگر بوده اند.حال با در نظر گرفتن همه این چیزها چطور می توان ادعا کرد که صرب ها رهبری سیاسی کشور را تحت سیطره خود داشتند.در موردرهبری ارتش هم که ناظران خودتان درباره ترکیب رهبری ارتش در زمان تجزیه یوگسلاوی گزارش تهیه کرده اند.فقط یک نفر از آن ها یوگسلاو بود که آن هم وزیر دفاع بود . ولجکو کادیخویچ از کرواسی که از مادری کروات و پدری صرب متولد شده بود،دو صرب یکی از صربستان یکی دیگر بوسنیایی ،هشت کروات ،،دو اسلوانیایی ،دو مقدونی و یک مسلمان در ترکیب رهبری ارتش قرار داشتند.
علاوه بر همه این ها این نکته نیز قابل ذکر است که نزدیکترین همکار تیتو و واضع قانون اساسی یعنی ادوارد کاردلجا اسلوانی تباربود . همه اینها به روشنی نشانگر آن است که داستان هایی از قبیل تسلط صرب تبار ها بر یوگسلاوی و همین طور ادعاهایی مبنی بر اعتراض کروات ها و اسلوانی تبارها از نابرابرایس و تبعیض های سیاسی تا چه حد واقعیت دارند.دروغ هایی از قبیل هژمونی صرب ها تنها ابزارتبلیغی ای هستند که هیچ گونه مبنای واقعی نداشته و به منظور دستیابی به اهداف مقطعی ساخته و پرداخته شده اند.
نسل کشی صرب ها در "اوستاشا " در یوگسلاوی پس از جنگ موضوعی است که چندان به آن پرداخته نمی شود.صرب های بازمانده در قلمرو جمهوری کروات سابق به ویژه ساکنان "کراخینا" که شاعر سرشناس صرب از آن ها با تعبیر" بازماندگان سلاخی بزرگ" یاد می کند،طی یک توافق ناگفته تصمیم گرفتند که از رنج خویشانشان هیچ نگو.یند و حتی از مراسم تدفینی در خور آنان نیز برگزار نشد.گورهای دسته جمعی در جادونو، پریبیلووسی و گلوبخاکا تنها با سنگ هایی پوشانده شدند و به حال خود رها شدند تا از یادها بروند، اگر چه هیچگاه برای این درگذشتگان مراسم تدفینی برگزار نشد در این جا این مساله مطرح است که بعدها صربها یرای آنان مراسم تدفین برگزار کردند.
حال با توجه به اینکه این جنایت گسترده که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاده است هنوز در خاطره صربها زنده است به خوبی می توان احساس صربهای کرواسی را پس از شنیدن سخنان رهبر حزب،توجمان در فوریه 1990 پس از راهپیمایی "اچ دی زد" در زاگرب درک کرد.توجمان در آن سخرانی علاوه بر همه چیزهایی که گفته بود به این نکته نیز اشاره کرده بود که اعلام استقلال جمهوری کرواسی تنها عملی وطن فروشانه و جنایتی فاشیستی نبود بلکه بیانگر خواسته تاریخی مردم کروات بوده است. اینان که قادر به درک آنچه که خواسته تاریخی کروات ها می نامند نیستند پس چه کار دیگری غیراز قیل و قال کردن و هم صدایی با (مردم کروات)از آنها بر می اید.دقت کنید که مردم کروات را در پرانتز می آورم چرا که شامل همه کرواتها نیست و تنها افراطیونی را که از خارج حمایت می شوند در بر می گیرد .
این اطلاعات چیزی نیست که دراختیارتان نباشد، مساله این است که شما می خواهید آنها را نادیده بینگارید.. این دادگاه غیر قانونی در پاراگراف 94 کیفرخواست خود از طرح این ادعای غیر قانونی درباره "اچ دی زد" بدون ارائه هیچ دلیلی ابایی ندارد که این حزب از نشانه ها و سمبل های دوره اوستاشا بهره می برد.در حالی که در پاراگراف 95 همین کیفرخواست سراسر اشتباه حزب دمکرات صربستان یوگسلاوی سابق حزبی ملی گرا خوانده می شود.این ترفندی است که به عمد دراین نمایش به کار برده می شود چرا که شووینیسم حاکم بر حزب "اچ دی زد"بر همگان آشکار است . قرار بر این نهاده شده است که بر روی اقدامات حزب "اچ دی زد" سرپوش گذاشته شود و تمام مسائل مربوط به "اس دی اس" در معرض دید عموم قرار گیرد.
این مسائل بیانگر چیزی است که در کیفرخواست نیامده است و آن این است که تمام اقدامات صرب ها اقداماتی تدافعی بوده است.
وارن زیمرمن در کتابش "ریشه های یک تراژدی" می آورد که چگونه در کرواسی زمان توجمان" حقوق صرب ها شدیدا نقض می شد."عبارت داخل گیومه دقیقا از کتاب نقل شده است".آنان از کار اخراج می شدند و مجبور به سپردن تعهد ی مبنی بر التزام و وفاداری می شدند."طنز قضیه زمانی نمود بیشتری پیدا می کند که می بینیم در این جا سعی بر این است تا وانمود شود که من از مردم را مجبور به سپردن تعهد وفاداری می کرده ام .اما حتی یک نفر را نمی توانند پیدا کنند که چنین تعهد نامه ای را امضا کرده باشد.این ادعاها یاوه سرایی هایی بیش نیستند.زیمرمن ادامه می دهد که "اموال و خانه های صرب ها مورد حمله قرار می گرفت و وزرای توجمان آنان را با القاب موهن خطاب مورد قرار می دادند..در صفحه 215 همین کتاب قید می شود که توجمان نقش مهمی در نا آرامی های منجر به مرگ در یوگسلاوی و خشونت ها و نا آرامی های بوسنی هرزگوین وکرواسی داشت.زیمرمن می افزاید که به وی گفته شده بود که توجمان در مورد صرب ها به شیوه نازیسم عمل می کرد که در نتیجه آن کرواسی به یک جمهوری غیر دمکراتیک و درآستانه فروپاشی بدل کرده بود.دقت کنید که این گوینده این حرف ها من نیستم ،این حرف ها حرف های زیمرمن است.
ادامه دارد